الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

577

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

مورخان نقل كرده‌اند ، موقعى كه زهرى كارگزار بنى اميه بود ، مردى را بگونه‌اى مجازات كرد كه در اثر عقوبت وى درگذشت ، زهرى درمانده و سرگردان از شهر بيرون رفت و وحشت‌زده به غارى پناه برد و چند سال در آن غار ماند ، تا اين كه سالى امام زين العابدين عليه السّلام عازم حج بيت اللّه الحرام شد ، زهرى به خدمت امام عليه السّلام رسيد ، امام فرمود : « من از نااميدى تو از رحمت خدا بيش از گناهى كه مرتكب شده‌اى بيمناكم هم اكنون ديهء كاملى براى ورثهء آن مرد بفرست و خودت نيز برو نزد زن و بچه‌ات و به امور دينيت بپرداز . . . » زهرى خوش‌حال شد و رو به آن حضرت كرد و گفت : « سرورم غم مرا بر طرف كردى خداوند بهتر مىداند كه رسالت خود را در خاندانى كه مىداند قرار دهد ، و آنجا را ترك گفت و به نزد خانواده‌اش برگشت . « 1 » به اين ترتيب امام عليه السّلام او را از غمى جانكاه نجات داد كه نزديك بود به زندگيش خاتمه دهد . ( 1 ) ح - نامهء امام به زهرى 1 - امام عليه السّلام نامهء ذيل را به زهرى نوشت ، نامه‌اى كه يكى از سندهاى افتخارآميز سياسى اسلام است و امام زهرى را به خاطر ارتباطش با بنى اميه و خدمت به ايشان مورد سرزنش قرار داده و او را از عذاب و عقاب خداوند بر حذر داشته است زيرا كه وى همواره ملازم ركاب ايشان بوده است ، اينك اصل نامه : « كفانا اللّه و إياك من الفتن ، و رحمك من النار ، فقد أصبحت به حال ينبغي لمن عرفك بها أن يرحمك ، فقد أثقلتك نعم اللّه بما أصح من

--> ( 1 ) مناقب ابن شهرآشوب و در عقد الفريد : 5 / 127 فريب به اين مضمون آمده است .